Saturday, June 25, 2011

دست‌خط

دنیای عجیبی است. کسی را می‌بینی که بسیار به کسی می‌ماند که دوستت می‌داشته است و از آن به بعد اگر خبری از این غریبه جایی چاپ می‌شود می‌روی بخوانی و شاید از قضا تصویر دیگر و تازه‌تری از او ببینی. این همه را ناخودآگاه می‌کنی. نخستین بار که تصویرش را دیدم با خود گفتم این همان کسی است که مرا دوست می‌داشت (یا دست‌کم این چنین وانمود/ ادعا می‌کرد). گفتم شرط می‌بندم که همانندی این چهره‌ها بی‌چیزی نیست و شخصیت‌هایی همسان را خبر می‌دهد. امروز دست‌خط صاحب عکس را هم دیده‌ام. بی‌کاست و کم همان دست‌خطی است که من از یادداشتهای آن دوست قدیم برایم مانده است. شباهت دو دست‌خط چندان است که باورم نمی‌شود. انگار کرده‌ام که همه را یک تن نوشته است.
تصویر از آن بها.ره. هدا.یت است که در بند است.   

0 comments: