زیرنویس نسبتهای متفاوتی با صدا و تصویر دارد. بسیار بیشتر از آنچه که اینجا مینویسم. اینها چیزهایی است که یا تجربه کردهام یا الان به یاد میآورم.
نسبت محتوایی
- چند سال پیش رفته بودیم سینما عصر جدید فیلم خارجیای را که عموماً در نوبت شب و بدون صداگذاری فارسی، با زیرنویس پخش میشد ببینیم. اسم فیلم را به یاد نمیآورم اما زیاد هم مهم نیست. فیلم شروع شد. جالب آنکه صداگذاری هم شده بود و از آن عجیبتر آنکه زیرنویس را حذف نکرده بودند. نتیجه این شد که از جایی به بعد فیلم موضوعیت خود را از دست داد و تبدیل شد به اسباب خنده و مضحکة تماشاگرها. طرف داد زده بود «بیادب» و ما خوانده بودیم as.s.ho.le . فاجعه آنجایی بود که یکی به فارسی به موافقت گفته بود «آره!» و زیرنویس انگلیسی لجوجانه به راه خود رفته بود که «نه!».
- دوستی تعریف میکرد فیلمی به دستش رسیده بوده، با خوشحالی بیرون از وصفی خود را به خانه رسانده بوده و فیلم که شروع شده بوده کمدی-تراژدی او هم؛ فیلم ایتالیایی با صداگذاری فرانسه و زیرنویس سوئدی. یک ساعت و اندی «درک تصویر»ی نشسته است و فیلم را دیده!
نسبت صوری
- فیلمی از بهمن قبادی پخش میشد به زبان کردی. به گمانم «زمانی برای مستی اسبها» (که کشف شد منظور کارگردان «قاطرها» بوده است!)بود. خوشبختانه زیرنویس فارسی گذاشته بودند اما دو مشکل دیدن فیلم را به عرقریزان روح (!) بدل کرده بود. زیرنویسها با نویسهای (=فونتی) داشتند که بیشتر از آنچه به کار خواندن بیایند به کار نمایشگاه خوشنویسی میآمدند آنقدر که نامتعارف بودند. داستان قیلم در برف گردنههای غرب کشور میگذشت و زیرنوسهای سپید آن هم در زیر برفها!! پدری از ما درآمد!!
- اینجا برای برنامة زندهای که پخش میشود هم عموماً زیرنویس امکانی از پیشاندیشیده شده است با این ملاحظه که نرمافزاری که زیرنویس را ماشیننویسی میکند چند ثانیهای از صداها عقبتر است و به این ترتیب گوینده چهار خط حرف زده است و تازه تازه کلماتش در صفحه تصویر نقش میبندند. باید انتخاب کنی که کدام را دنبال کنی؛ صدا را یا زیرنویس را. زیرنویس را که دنبال کنی برنامه کارکردش و البته حیثیتش را از دست میدهد و به حد آلبوم عکس تقلیل پیدا میکند! اینجا خواندن و اولویت دادن به زیرنویس به کنشی سیاسی علیه تلویزیون بدل میشود!!
- تازهترین اتفاق امروز پیشامد کرد. زیرنویس سریال را که روشن کردم صداها با کلمات نمیخواند اما نه این که زیرنویس غلط بوده، زیرنویس مکالمه را پیشبینی و بلکه پیشگویی میکرد؛ زیرنویس سریعتر و پیشتر از صدا و تصویر ظاهر میشد! حال حسابش را کنید که سریالی پلیسی – حقوقی بود و جریان دادرسی یک قتل!!!
1 comments:
سلام علیکم
سالها قبل در شماره ای مجله ی فیلم خواندم در دوبله یک فیلم خارجی که از تلویزیون پخش شده بود می دیدیم و می شنیدیم که دختر و پسر حرفهای فلسفی می زدند به هم اما اگر کسی کمی دقت می کرد به لب بازیگران متوجه می شد آنها به هم می گویند آی لاو یو
!
چند سال قبل در سینمای میدان انقلاب فیلم مرثیه ی برف را دیدم
چون گفتی قبادی
من یاد یک کارگردان کرد دیگر افتادم
جمیل رستمی
البته من فیلم شناس نیستم
اما از مرثیه ی برف خوشم آمد
حتا گریه کردم
خیلی سال است عصر جدید نرفتم
سولاریس را دیدم آن جا
کمال الملک
و سه چهار فیلم دیگر
Post a Comment